اين افسانه بشكلوسيع در ميان تركان قيرقيز از قديمالايام بصورت سينه به سينه نقل گرديدهتا اينكه در عصر حاضر توسط "چنگيز آيتماتف" نويسنده بزرگ قرقيزي در رماني به نام "گون وار عصره بدل" (روزي به درازي قرن) انعكاس خود را يافته است .
آرديني اوخو
اين افسانه بشكلوسيع در ميان تركان قيرقيز از قديمالايام بصورت سينه به سينه نقل گرديدهتا اينكه در عصر حاضر توسط "چنگيز آيتماتف" نويسنده بزرگ قرقيزي در رماني به نام "گون وار عصره بدل" (روزي به درازي قرن) انعكاس خود را يافته است .
به گواه تاريخ، منطقه غرب ايران ، خصوصا آذربايجان ،
مهد تمدن بشري بوده است ولي متاسفانه شوينيسم فارس به علت كينه توزي با تاريخ ايران
باستان، و ترس از اينكه، برملا شدن حقايق آن، پوچي و دروغ بودن ادعاي آنان مبني بر
وجود تمدن پوشالي 2500 ساله آريايي/ پارسي در فلات ايران را ثابت خواهد كرد، لذا از
نشر حقايق مربوط به آن شديدأ ممانعت كرده، و با وقاحت تمام تمدن هاي درخشان قبل از
هخامنشي را بي اهميت و قبل از تاريخ مي نامند. لازم به ذكر است كه در همه جاي دنيا
به دوران قبل از اختراع خط توسط سومرها، يعني تقريبا 6000 سال قبل، دوران قبل از
تاريخ ميگويند، ولي در ايران شوينيسم فارس 2500 سال را مرز بين دوران قبل و بعد از
تاريخ معرفي ميكند تا توجه مردم به سوي تمدن هاي باستاني فلات ايران جلب نشود. اين
عمل زشت و غير انساني، خيانت بزرگي است كه قومگرايان فارس به ايرانيان در كل و
خصوصا به آذربايجاني ها كه وارثين واقعي تمدنهاي قوتتي ها، ايلاميان، سومريان،
ماننا ها، مادها، اورارتوها و. . . ميباشند.
سومرها به عنوان بانيان تمدن بشري، خدمات زيادي را به
بشريت كرده اند. از جمله كارهاي مهمي كه سومريان براي بشريت كرده اند:
آفريدن قانون و اولين بانيان حقوق بشر، اداره جامعه بر اساس قانون، اختراع چرخ،
پايه و اساس علوم و صنايع مختلف را گذاشتند كه بعدا توسط ديگران تكامل پيدا كرد،
پايه و اساس شيمي، رياضيات، داروشناسي و ...
ايلاميان شاخه اي از آن دسته از اقوام خويشاوند و همزباني بودند كه در حدود 5000 سال قبل از ميلاد از اسياي ميانه به ايران كوچ كردند. ايلاميان در جنوب غرب ايران امروزي ساكن شدند. و بعد از چندين قرن موفق به ايجاد تمدن بزرگي به نام ايلام شدند و دولت ايلام نزديك به سه هزار سال دوام يافت.
تبريز سسي : مقدمه:
نيروهاي امپرياليست و در راس آن انگليس بدرستي ميدانستند كه تركيه بزرگ و قدرتمند اجازه عرض اندام به غرب را نخواهد داد .
سال هاي جنگ دنياي غرب ( فرنگي ها ) با ترك هاي سلجوقي كه به جنگ هاي صليبي مشهور شد اين تفكر را در دنياي مسيحي نهادينه كرد كه بايستي ترك ها را از صحنه سياست دنيا حذف نمود . جنگ جهانگير اول زمينه و بهانه چنين آرزويي را محقق ساخت و به تجزيه دولت عثماني يعني بزرگترين امپراطوري جهان منتهي شد . قرارداد سور متضمن جدايي بالكان ، آدليا (قسمتي از ايتاليا)، كشورهاي شمال آفريقا ، شبه جزيره حجاز ، عراق و سوريه از تركيه شد . در اين معاهده استعماري كشوري كردي نيز پيش بيني شده بود . اما با ظهور آتا ترك و شروع جنگ بزرگ ميهني وطن پرستان ترك با شش كشور دنيا كه كشورهاي غالب جنگ و متحدين آنها بودند درگير و در نهايت آنادولي و تراكيا از لوث اشغالگران پاك و كشور نوين تركيه متولد شد . بدين ترتيب معاهده سور(sevr) ملغا و معاهده لوزان به دشمنان ملت ترك تحميل شد . در شرايط جديد آرزوي دولت كردي برباد رفت . قيام عشاير كرد علوي در سال 1920 براي محقق ساختن چنين دولتي بود(غائله درسيم) . بعد از امپراطوري عثماني يعني از شروع جنگ جهاني اول غرب به منظور تثبيت سياست تجزيه طلبانه در خاورميانه مسئله جدايي طلبي اكراد را ترويج داد و احزاب و گروههاي متعدد كردي با گرايش و انديشه هاي خاصي شكل گرفتند و تركيه با موقعيت خاص استراتژي و در محدوده جغرافيايي خاورميانه براي ناتو اهميت خاصي داشت . لذا شوروي نيز براي آسيب پذير كردن خط مقدم ناتو ، جمعيت شرق و جنوب شرق تركيه را تحت عنوان نهضت هاي رهايي بخش سامان داد كه البته محروميتهاي فرهنگي و فقر اقتصادي نيز موجب گرايش گروههاي كردي به سوي مكتب ماركسيسم شد كه تمامي معضلات خود را ناشي از ترك ها مي دانستند . كردهاي معارض كه غالبا چپ گرا بوده و با حمايت شوروي سازماندهي مي شدند در جنگ سرد به عنوان اهرم فشار به نفع شوروي فعاليت مي كردند.
شكل گيري پ.ك.ك در تركيه
تعدد ريشه هاي نارضايتي داخلي و خارجي در تركيه خصوصا كردستان تركيه موجب پيدايش گروههاي متعدد شبه نظامي و چريكي در اين منطقه شده بود كه بدون ترديد حزب كارگزاران كردستان (پ. ك. ك ) بعنوان افراطي ترين و موفق ترين جنبش كردي در دهه هاي اخير مبارزات كردستان تركيه ظاهر شده است .
در سال1970 تفكرات افراطي و انديشه هاي عبدالله اوجالان معروف به « آپو » به معني عمو شكل مي گيرد . آپو در دانشگاههاي تركيه بعنوان دانشجوي علوم سياسي به بحث و بررسي درباره اوضاع كردستان تركيه مي پردازد و با تلاش و رهبري وي گروه دانشجويي و شاخه جوانان انقلابي احزاب در تركيه شكل مي گيرد و نفرات آن گروه را اكثرا كرد زبان و بعضا ترك زبان و روشنفكران و دانشگاهيان تشكيل مي داد كه « حقي كارا» و « عبدالله اوجالان » هسته اصلي و مركزي آن گروه بودند . اين افراد جلسه اي در آنكارا تشكيل مي دادند كه به تجمع و گردهمايي « ديكمان » مشهور شد و به دو توافق دست يافت :
1- بازگشت به ميهن
2- شروع مبارزه ايدئولوژيكي و تنظيم و سازماندهي پس از بازگشت به كردستان.
گفتني است كه پس از مدتي با همت فارغ التحصيلان دانشكده علوم سياسي و به رهبري اوجالان گروهي با نام «انجمن تحصيل كردگان دموكرات وطن پرست آنكارا» اعلام موجوديت مي كنند و در سال 1974 اين گروه نام خود را بر اساس ايدئولوژي كه انتخاب كرده بودند به « apousk» يعني پيروان آپو تغيير دادند .
در سال 1975 اين گروه به طور مخفي با تبليغات سياسي مردم را عليه دولت تحريك مي كردند و در سال 1977 تحت عنوان « مسير انقلاب كردستان» منشوري را منتشر كردند كه در همين سال دولت با خطرناك اعلام نمودن اين گروه به وسيله سازمان استخبارات و اطلاعات تركيه (MIT) سازمان ستاره سرخ را براي مقابله با اين گروه سركوب هرگونه آشوبي تشكيل دادند كه اين سازمان با نفوذ در داخل اعضا گروه رهبر و اداره كننده گروه يعني حقي كارا را به قتل رساندند كه پس از او هدايت آن به اوجالان واگذار شد . در 27 نوامبر 1987 در روستاي فيس كنگره اي تشكيل و حزب كارگران كردستان P.K.K رسما بنيانگذاري شد . اوجالان در اواخر سال 1979 به لبنان (دره بقاع ) رفته و در آنجا به آماده كردن مكان و محيط براي تعليم و آموزش افراد نيروهاي انقلابي جهت مبارزه پرداخت و تا پايان سال 1979 حدود صد نفر هه وال (يار و رفيق ) جذب و به لبنان فرستاد تا پايگاههاي فلسطيني زير نظر خود آموزش ببينند . در سال 1980 در اثر درگيري هاي متعدد بين چپ ها و راستگرايان و ناتواني دولت ضعيف حاكم ژنرال كنعان اورن با يك كودتا قدرت را در دست گرفته با اعمال وضعيت فوق العاده و حكومت نظامي همه گروهها و احزاب چپ گراي كرد سركوب شدند. عده اي فرار ، عده اي تبعيد و عده اي نيز زنداني شدند . در اين مدت كه سه سال طول كشيد عده اي از افراد حزب پ.ك.ك تسليم نشدند و حتي به خارج هم فرار نكردند از جمله آنها چهار (هه وال ( بودند كه دست در دست هم خود را به آتش كشيدند اما تسليم نشدند و يا اينكه عده اي در زندان دست به اعتصاب غذا زدند . در سال 1982 كنگره دوم پ. ك. ك در لبنان تشكيل شد و جنگ چريكي (گريلا ) تصويب گرديد ، آنها به كردستان بازگشتند و در سال 8-1983 عملا وارد فاز نظامي و جنگ مسلحانه شدند و با انجام عمليات هاي نظامي در استان هاي غازي آنتب ، سييرت و باتمان قيام مسلحانه را شدت بخشيدند كه ابته ارتش تركيه موفق شد با دستگيري و زنداني و اعدام تعداد زيادي از اعضاي حزب از جمله برخي از اعضاي كادر رهبري ، ضربات سختي بر آن وارد كند و در مقابل ، رهبري حزب براي ترميم جراحات وارده، بدنه حزب را گسترش داده و آن را تا حدود ده هزار نفر نيروي مسلح ارتقاء داد تا جائيكه در كنگره سوم در سال 1986 كه در لبنان تشكيل شد دستور تشكيل ارتش به اصطلاح آزادي بخش كردستان (ARGK) صادر گرديد . بعد از جنگ نفت در سال 1991 و شكست عراق و مطرح شدن كردستان آزاد در عراق توسط اتحاديه ميهني كردستان و بارزانيها ، انگيزه جدايي طلبان كرد در مناطق كردنشين چهار كشور عراق ، ايران ، سوريه و تركيه با چاپ و انتشار نقشه كردستان بزرگ فزوني يافت و حزب پ.ك.ك براي رسيدن به استقلال با انگيزه قوي تر اقدامات نظامي خود را قوت بخشيد و قسمتي از تجهيزات خود را از سوريه و ليبي و البته ايران كه به بازي دوجانبه دست زده بود تهيه نمود و به صورت گسترده به آموزش نيرو ها پرداخت و از سال 1371 با انجام دهها مورد عمليات كمين ، حمله به تاسيسات و مراكز نظاي و مين گذاري توانستند تلفات سنگيني بر نظاميان تركيه وارد نمايند . گفتني است طبق آماري كه روزنامه اطلاعات اخيرا منتشر كرده است پ.ك.ك بيش از 37 هزار نفر از مردم تركيه را كه بيشترشان غير نظامي بوده اند در درگيري هاي نظامي از بين برد . همچنين از طرفي پ .ك ك در كنار اقدامات مسلحانه خود با در اختيار داشتن يك شبكه تلويزيوني (روژ تي وي)از نظر فرهنگي و تبليغي و سياسي نيز فعاليت داشته و توانسته با نفوذ در بين مردم كرد و حتي شخصيت هاي سياسي و دولتي در منطقه كردستان ، هر وقت اراده نمايد مردم كرد را عليه حكومت بسيج نمايد و با انجام راهپيمايي، تظاهرات و اعتصاب در شهرهاي كردنشين از حاكميت امتياز اجباري بگيرد و فشار رواني بر حاكميت وارد سازد .
آشنايي با آپو و آپوئيسم :
آپو كيست ؟
آپو به معني عمو همان عبدالله اوجالان است كه در سال 1947 در روستاي ليجه متولد شده است . وي همواره از پدر خود با نفرت ياد مي كرد و به جهت داشتن روحيه پرخاشگري در مقابل خانواده خود طغيان نموده و و به دليل خشونت از روستايشان هم فرار كرد . آپو نظر موجود جامعه ي خود را به شدت نفي مي كرد و براي خود رسالت رهايي بخش قائل بود و خود را منادي نسل كرد مي دانست ، از عقايد ديني با نفرت ياد مي كرد و آنرا عامل عقب ماندگي مي دانست . اوجالان در سال آخر دبيرستان گرايشات كمونيستي پيدا مي كند و خود را يك كمونيست و همرديف لنين ، استالين و پائولوس معرفي نمود
آپوئيسم و مباني معرفتي :
آپوئيسم تنها راه كسب معرفت را حس بشري مي داند و در تحليل مباني معرفتي نوعي آزمون پذيري تجربي را مي پذيرد و وجود نظام غير مادي را نفي مي نمايد و مذهب را نوعي قيد وابستگي و عقايد مذهبي را حاصل تفكرات سنتي بشر و غير عقلاني مي داند و تمامي مظاهر معنوي انسان را كاذب و غيرقابل قبول مي شمارد و دين به طور عام و اسلام به طور خاص را افيون جامعه ، عامل ايست تمدن ، مظهر عقب ماندگي ، عامل بردگي زن ، عامل نظام طبقاتي ، توجيه گر ظلم و اجحاف اجتماعي مي داند . آپو به نوعي به نژادپرستي فاشيستي اعتقاد دارد و مروج تفكر نژاد برتر مي باسد و مباني اخلاقي جامعه را حاصل نظام توتاليتر مي داند و مانند ماركسيسم به پيدايش تصادفي نظام هستي معتقد مي باشد آپوئيسم همچنين به تضاد پديده ها ، ديالكتيك ، رو بنا بودن دين ، دولت ، اخلاق خانوده ، اساسي بودن نقش اقتصاد ، تكامل تاريخ بر مبناي ماترياليسن معتقد مي باشد ، ولنگاري ليبراليسم را مي پذيرد و با الهام از ليبراليسم ، دموكراسي را مطرح و سودگرايي وحشيانه ليبراليسم را منطقي مي داند . آپوئيسم مليت را بهانه تمركز قدرت ، عامل تضاد ، سركوب كننده جريان هاي مردمي ، نفي كننده حقوق اقوام و نتيجه استعمار خارجي و استبداد داخلي عنوان مي كند .
آپو با توجه به علاقه اي كه به جنس زن دارد قيد اخلاقي زن را رد مي كند و حجاب و هر نوع پوشش زنان را نوعي اسارت مي داند و به اشتراك جنسيتي اعتقاد دارد و نظم خانواده را نوعي نظم استبدادي مي داند، نظم عشيرتي در كردستان را نيز عامل استبداد دانسته و تنها حركت آزادي بخش در كردستان را از حركت هاي خود مي داند و جنگ كرد با كرد را مجاز دانسته و مبارزه را تنها د رچارچوب ايده ي خود قبول دارد و نجات خاورميانه را در گرو نژاد خيالي كرد و برتري نژاد كرد مي داند .
آپوئيسم معتقد است قرابت و نزديكي خاصي بين برگزيدگان فرزندان بني اسرائيل و كرد وجود دارد و آن را نژاد برتر مي داند و براي كرد نقشي مانند يهود و ايدئولوژي صهيونيسم قائل مي باشد و تفكر آپوئيسم محصول فلسفه فكري مبتني بر بينش صهيونيسم است و معتقد است آنچه تا كنون ماموريت صهيونيسم بوده بايد به كرد واگذار شود و بايد گفت آپوئيسم و صهيونسم با تفكر موجود محصول نظام فكري توليد شده از دستگاههاي جاسوسي بين المللي مي باشد .
نتيجه اينكه تفكر آپوئيستي با شاخه ها و جهت گيري ها و نگاه تحليلي خاص به تاريخ و جامعه فعلي و آينده ، ترسيم كننده واقعيتي تلخ در آينده خاورميانه است . بدين معني كه با توجه به قرابت نژادي و فكري كه با صهيونيسم و يهود دارد و ترسيم سرنوشت مشترك با قوم يهود و اعتقاد به برتري قوم كرد حتي نسبت به قوم يهود دارد نوعي نژاد پرستي پان كرديسم را دنبال مي كند كه ضمن نفي اصول ثابت و پايه دار نظام اجتماعي در سطح خاورميانه ، از جمله دين به طور عام و اسلام به طور خاص و شيعه بطور اخص ، ملت و غيرت ملي ، نفي نظام خانواده و ترويج نوعي بي بند و باري جنسي به نام دفاع از حقوق زن ، درصدد است با توجه به تحولات موجود خاورميانه از جمله حضور امريكا در منطقه خاورميانه و نگاه مثبت نسبت به اين حضور در كنار طرح خاورميانه جديد آمريكا و همساني نظام كنفدرال و فدراتيو آپوئيسم نوعي همساني و با دقت بيشتر نوعي انطباق عملي بين نظام پيشنهادي آمريكا و نظام پيشنهادي آپوئيسم به چشم مي خورد .
آپوئيسم و اديان :
براي آشنايي با شخصيت آپو كه با فريبكاري از مردم ديندار كرد براي اميال شخصي خود هزينه مي كند بخشهايي از كتاب او به نام “دفاع از يك خلق ” را براي نمونه ذكر مي كنيم:
اسلام راديكال و روي آوري مجدد به قالب اسلام نيز در مقابل بزرگترين حمله جهاني كاپيتاليسم غير از گرايشات و جنب و جوشهاي انتحاري ناشي از نا اميدي و درماندگي ، معناي ديگري ندارد
دو پيامبر اخير(محمد و عيسي ) زمينه پيدايش دولت فئودالي را فراهم كرده اند ” و ” سازشكاري طبقاتي عيسي در واقع يك انقلابي راديكال طبقاتي مي باشد ، در مسيحيت بويژه در مرحله دولتي شدن ، آريوسگرايي نماد مقاومت طبقاتي مستضعفان مي باشد . همان گرايش در اسلام و هنگام تبديل شدن مذهب سني به دولت جريان مي يابد” آيه ها و سنتهايي كه محمد در معناي (به خدا شرك نورزيد ، در كار خدا دخالت نكنيد ، خدا از همه ما حساب خواهد خواست اما به كسي حساب نمي دهد) بر زبان رانده ، آگاهانه يا ناآگانه موجب گشودن راه به روي سياست دولتهاي سلطنتي ، پادشاهي و امارتي قرون وسطي شده است . قرآن از اين منظر يك بيانيه (مانفست) دولت است ”
” اگر خاورميانه توسط تمدن اسلام به مقاومت بپردازد غير از سمبليك بودن كاري از پيش نخواهد برد . اسلاميت حداكثر توليد و بهره خود را در قرن ۱۲-۸ ارائه كرده است . پسماندهاي ان پوسته اي بيش نيست ”
شيوه هاي عمل پ. ك. ك در اوايل شكل گيري
1) تدوين وابلاغ تمام مقررات حزبي بوسيله عبدالله اوجالان و عدم توان سرپيچي از دستورات رهبري از سوي اعضا
2) تهديد به مرگ افرادي كه قصد خروج و يا انشعاب از حزب را داشتند .
3) معرفي پ.ك.ك بعنوان تنها حزب حاكم مطلق سياسي در منطقه و پذيرا نبودن هيچگونه فعاليت حزب و يا سازمان هم عقيده در منطقه
4) عدم اعتقاد به شيوه هاي مبارزات فرهنگي و مسالمت آميز
5) شناسايي ، تهديد و قتل خبرنگاراني كه عليه پ.ك.ك مطلب مي نوشتند .
6) متوسل شدن به خشونت جهت رسيدن به اهداف خود
7) نفي روابط آزادانه اعضا حزب با عناصر مونث و تيرباران طرفين
8) ممنوعيت و مجازات براي شرب خمر و مواد مخدر
9) پارتيزاني و چريكي عمل كردن به عنوان تاكتيك حزب
10) تلاش براي ضربه زدن به صنعت توريسم جهت متضرر كردن دولت تركيه
به روايت آيت الله ميرزا عبدالله مجتهدي.
بندهائي از كتاب "بحران آزربايجان- سالهاي ١٣٢٤-١٣٢٥ ش. خاطرات مرحوم آيت الله ميرزا عبدالله مجتهدي. به كوشش رسول جعفريان. موسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران. تهران، چاپ ١٣٨١)
- خوي و اورميه و ديلمان كه كردها ادعا مي كنند جزو كردستان است، شهرهائي هستند كه اهالي آنجاها صد در صد ترك هستند.
- پيشه وري: تركيه (تركها) از قديم دشمن ما هستند.[ازبزگترين اشتباهات فكري ايشان بود]
- مداخله كردها و كارشكني هاي آنها به حدي رسيده است كه تقريبا جريان عادي حكومتي را متوقف نموده اند.
- كردها از آزربايجانيها بدگمان هستند. هميشه مي ترسند كه آزربايجان با حكومت طهران بر عليه كردها متحد بشود.
- اوضاع در نزديكيهاي مياندوآب و در قسمتهاي مجاور و اطراف براي دولت آزربايجان خوب نيست.
- مياندوآب بين ما و شما آلزاس بورن خواهد شد.
- كردها مالكيت را به تمام معناي كلمه محترم مي شناختند و در استفاده از اراضي مزروعي رضايت مالك را شرط مي دانستند
.....................................................................
اوضاع در نزديكيهاي مياندوآب و در قسمتهاي مجاور و اطراف براي دولت آزربايجان خوب نيست.
دوشنبه ٢٩ بهمن
.......................
از اوضاع حقيقي آزربايجان اطلاع صحيحي در دست نيست. كبيري وزير راه فعلا در تبريز نيست. گويا اوضاع در نزديكيهاي مياندوآب و در قسمتهاي مجاور و اطراف براي دولت آزربايجان خوب نيست. مي گويند غائله مهين لشكر كه خاتمه نيافته است، وزير راه را براي جلوگيري از حوادث مجبور نموده است كه در محل حاضر باشد.
از چندي قبل كه مشهور نموده اند اورميه را كردها گرفته اند، اساسي ندارد. دو سه روز پيش حكومت ملي مبلغ معتد بهي با چند نفر فدائي به آنجا فرستاده است. گويا قسمتي از اطراف شهر در دست كردها باشد.
دو سه روز است كه آقاي قاضي محمد به تبريز آمده است. قاضي محمد ليدر نهضت اخير كردهاي ساوجبلاغ است. برادرش صدر قاضي هم نماينده ساوجبلاغ در مجلس است. با آقاي قاضي و برادرش سابقه رفاقت دارم. تقريبا ده سال قبل در ساوجبلاغ با هم آشنا شديم. در گراند هوتل منزل نموده است. دكتر اخوي من با تلفون صحبت نموده و از قاضي وقت گرفت كه فردا ساعت نه بديدن ايشان برود. گويا آقاي قاضي در كوچه ها كه راه مي رود، عمامه بسر ندارد و يك جور كلاه مخصوص بسر مي گذارد. [ص ١٢٦]
.......................
مياندوآب بين ما و شما آلزاس بورن خواهد شد.
سه شنبه ٣٠ بهمن
.......................
راديو تركيه خبر داد كه اورميه را كردها اشغال نموده اند؛ ولي ظاهرا اين خبر انعكاس همان شهرت است كه در آزربايجان شايع است. شهر تا حال تحت اشغال كردها نيامده است. ادارات منحل نشده است غير از عدليه كه در اثر كمي نفوذ حكومت آزربايجان به شغل خود نتوانسته است ادامه بدهد و چند نفر از قضات مورد ضرب و توهين اشخاص واقع گرديده اند. [ص ١٢٧]
.......................
همان طور كه قرار بود، دكتر ساعت نه صبح به ديدن آقاي قاضي محمد كه در گراند هوتل منزل نموده است رفته بود. علاوه بر قاضي عموزاده اش و عده زيادي از اكراد آنجا بوده اند. عموزاده قاضي، محمد حسين خان پسر سيف القضات است كه از ساوجبلاغ براي نمايندگي در مجلس ملي آزربايجانان انتخاب شده بود. صحبتهاي متفرقه شده و قاضي به طور نيمه شوخي و نيمه جدي گفته است كه ما به كلي از ايران جدا شده ايم. دكتر پرسيده است كه مياندوآب به كدام طرف رسيده است؟ قاضي جواب گنگي داده است. دكتر به طور شوخي گفته است كه مياندوآب بين ما و شما آلزاس بورن (١) خواهد شد. روي هم رفته از صحبتهاي سياسي اجتناب مي شده است.
(١)- ناحيه اي در قسمت شرقي فرانسه، در سال ١٨٧١ به آلمان واگذار شد، پس از جنگ جهاني اول به فرانسه بازگشت. [ص ١٢٨]
.......................
خوي و اورميه و ديلمان را كه كردها ادعا مي كنند كه جزو كردستان است، شهرهائي هستند كه اهالي آنجاها صد در صد ترك هستند.
سه شنبه ٣ ارديبهشت
.......................
شايد از اينها جدي تر از نقطه نظر حكومت آزربايجان، مساله خوي باشد. گويا بعد از تخليه قشون روس از خوي عده اي از كردها وارد خوي شده اند و اظهار نموده اند كه خوي جزو كردستان است. و براي جلب قلوب اهالي اظهار داشته اند كه نظام اجباري و تقسيم اراضي موقوف است. اعيان و اشراف خوي مايل به كردها شده اند. فدايي ها هم خيلي هايشان به محلهاي خودشان مراجعت نموده فرماندار خوي به تبريز آمده است؛ اين اطلاعات را من شنيدم. نمي دانم چه حد با واقعيت وفق مي دهد، اما از آمدن فرماندار خوي به تبريز مطمئن هستم.
واقعا مساله كردستان يك مساله بغرنجي نسبت به آزربايجان است. خوي و اورميه و ديلمان را كه كردها ادعا مي كنند كه جزو كردستان است، شهرهائي هستند كه اهالي آنجاها صد در صد ترك هستند. منتهي در چند فرسخي آنها چند تا دهات كردنشين واقع گرديده است كه آن قراي كردنشين هم نسبت به قراي ترك نشين كم و بي اهميت هستند. روي چه مبنائي كردها اين شهرها را ادعا مي كنند معلوم نيست، شايد ادعاي خود را روي اساسهاي تاريخي مبتني كرده اند.
در هر صورت به نظر مي رسد كه براي رفع اشكال، متفكرين كرد چاره انديشيده اند؛ به اين ترتيب كه در معناي كرد توسعه قائل شده اند. مخصوصا در اورميه كه با وجود اينكه اداره امور رسما در دست ماموران حكومت ملي آزربايجان است، كردها نفوذ زيادي دارند. آنجا فرقه كرد تاسيس شده است كه هر كس مايل باشد نام خود را در جزو كردها ثبت مي كنند و عده زيادي از عجمها خود را كرد به ثبت رسانده اند. زارو آقا و عمر آقا ليدرهاي كردها در آن صفحات مي باشند. عمر آقا گويا رئيس امروزي دولت كرد است.
مساله روابط كردستان با دولت آزربايجان هم تاريك است. معلوم نيست كه متحد هستند يا مخالف؛ گويا قدر جامعشان ضديت با دولت مركزي ايران است. آقاي قاضي محمد رئيس جمهوري كردستان فعلا در تبريز است. ظاهرا براي مذاكره در خصوص روابط دو مملكت آمده است. [صص ٢٤٠-٢٤١]
......................
پيشه وري: تركيه (تركها) از قديم دشمن ما هستند.[ ازبزگترين اشتباهات فكري ايشان بود]
جمعه ٧ ارديبهشت
.......................
در آخر نطق خود آقاي پيشه وري مطلب را به روابط آزربايجان و كرد كشيد. مبلغي در باره يگانگي دو ملت آزربايجان و كرد و همچنين در تعريف و تمجيد قاضي محمد پيشواي محبوب ملت كرد كه يكي از بزرگان و سرني هاي (كذا) عالم شرق است بيان نموده اظهار داشت كه آزربايجانها و كردها، سرحد عراق و تركيه را حفظ مي كنند و تركيه (زير تركيه نوشته شده است تركها) از قديم دشمن ما هستند. [ص ٢٤٦]
.......................
در خلال همه اين حادثه آشوريهاي اورميه طرفدار حكومت ملي و دمكراتها بوده اند، اما كردها طرفدار اهل شهر و شاگردان مدارس بوده اند.
جمعه ١٧ خرداد
در شماره روز گذشته روزنامه آزربايجان شرحي راجع به مسافرت اخير آقاي پيشه وري و سه نفر ديگر از وزرا به اورميه نوشته شده بود كه چيز مهمي از آن استفاده نمي شد. با بيان عادي و مقدمه هائي كه از بس تكرار شده مبتذل گرديده است. در روزنامه، مسافرت رئيس حكومت ملي را و دستورهايي را كه براي عمران شهرهاي اورميه، خوي و سلماس داده است نوشته بود.
از آن طرف مردم كه نوشته هاي روزنامه هاي تبريز را جدي تلقي نمي كنند، تفصيل قضايائي را كه باعث مسافرت آقاي پيشه وري گرديده است، و ابدا در آن شك و شبهه ندارند در هر جا كه چند نفرشان جمع مي شوند، صحبت مي نمايند. مجمل حكايت قضيه كه از چند نفر شنيدم تقريبا اين است كه در اورميه شب نامه هائي پراكنده مي شود. حتي روي ميز اداره ها هم از نسخه هاي شب نامه گذاشته شده بود. شاگردان مدارس مظنون نشر شب نامه مي شوند. به دستور هلال ناصري حاكم جديد اورميه كه مضمون شب نامه ها حمله مستقيم به شخص وي بوده است، چند نفر از شاگردان جلب و تحت تعقيب قرار مي گيرند و براي استنطاق توقيف مي شوند. اولياي اطفال كه غالبا از مهمترين شهر بوده اند، پيش حاكم براي خلاصي اطفال خود اقداماتي مي نمايند. ضمنا مي گويند كه ما شب نامه ها را ننوشته ايم؛ ولي با مندرجه در آن موافق هستيم. بالاخره كار به آنجا مي كشد كه شاگردان محبوس را به زور از محبس نظميه بيرون مي آورند. قبل از اين قضايا يا بعد از آن، خانه هاي اهل شهر را تفتيش مي كنند. از خانه يك نجار يك كفن پيدا مي شود كه در روي آن بعضي مطالب نوشته شده بود. در حق نجار و هم چنين در حق شاگردهاي مدارس بعض شكنجه ها اعمال مي شود. مي گويند به انگشتان آنها سيخ زده اند و اين مساله بيشتر بر انزجار مردم از حكومت ملي آزربايجان مي افزايد و بيم آن مي رود كه قضيه بيشتر كسب وخامت نمايد كه آقاي پيشه وري با همراهي سه وزير در محل حادثه حاضر مي شود.
در خلال همه اين حادثه آشوريهاي اورميه طرفدار حكومت ملي و دمكراتها بوده اند، اما كردها طرفدار اهل شهر و شاگردان مدارس بوده اند. اگر في الواقع اين قضيه صحت داشته باشد كه با زور شاگردها را از محبس بيرون آورده اند، اين از دست مردم عادي شهر بدون مساعدت باطني بلكه ظاهري يك قوه ديگر كه ظاهرا همان كردها هستند نمي تواند باشد. در شرح تفصيلات مسافرت كه در روزنامه آزربايجان نوشته شده بود، دو نكته بود كه شايد مويد بعضي حكايت فوق و حدسيات راجعه به آن باشد. يكي آن بود كه نوشته شده بود كه چون امر تبليغات در اورميه ناقص بود آقاي پيشه وري دستور داد كه چندين بلندگو در خيابانها نصب بشود كه اخبار راديو را مردم بتوانند استعماع كنند. نكته ديگر اين بود كه نوشته شده بود كه آقاي پيشه وري در شهر اورميه ريش سفيدان و روحانيهاي آشوري را به حضور پذيرفته و با آنها در باره آسايش و فرهنگ ملت آشوري تبادل افكار نمود، از كردها اسمي برده نشده است.
هلال ناصري حاكم اورميه كه گويا وجود وي باعث عمده ظهور حوادث اخيره گرديده است يك نفر كتابفروش است كه كتابخانه اي به اسم كتابخانه هلال ناصري در تبريز دارد. تعيين مشاراليه به حكومت اورميه اسباب تعجب بلكه لبخند اهالي تبريز گرديد. گويا در اورميه هم با تحقير و استهزا تلقي گرديده است. بي لياقتي وي براي اداره حكومت يك شهر بزرگ مثل اورميه نه از جهت پستي شغل سابق وي است كه [شايد] عباسعلي پنبه اي كه پينه دوز پاره دوز بود، از همه حيث به آن شغل اليق از [هلال ناصري كتابفروش بود]. [صص ٢٧٩-٢٨٠]
مداخله كردها و كارشكني هاي آنها به حدي رسيده است كه تقريبا جريان عادي حكومتي را متوقف نموده اند.
سه شنبه ٢٨ خرداد
...................
امروز ابوالقاسم مجتهدي كه رئيس عدليه خوي مي باشد وارد تبريز گرديد. مشاراليه كه چند سال است در عدليه خوي كار مي كند و از آن شهر وصلت نموده است اطلاعات موثقي از خوي و سلماس و آن طرفها مي تواند بدهد.
مهمترين قسمت اطلاعاتي كه راجع به اوضاع آن صفحات حاصل نمودم، در باره رفتار كردها با مامورين حكومت ملي و دمكراتها است. مداخله كردها و كارشكني هاي آنها به حدي رسيده است كه تقريبا جريان عادي حكومتي را متوقف نموده اند. كردها بيدق مخصوصي براي خودشان دارند و هر كس از اهالي آزربايجان غيركرد كه به اصطلاح محلي آنها را در مقابل كردها عجم مي گويند، داخل در حزب كردها مي گردد، در مقابل فشار و تحكمات دمكراتها و مامورين حكومت ملي مصون مي ماند. ضمنا در چند مورد با تقسيم ارضي هم به عنوان اينكه مخالف دين اسلام است مخالفت نموده اند. مالكين و صاحبان ثروت بالطبع طرفدار كردها شده اند و چند نفر از آنها داخل حزب كرد شده و بيدق كرد در ملك خودشان نصب نموده و با اين ترتيب از بلاي تقسيم اراضي خلاص شده اند.
نماينده كردها اظهار داشته است كه تا ده سال مردم از ماليات معاف هستند. اين اعلام هم جمعي را كه ابتلاي مالياتي دارند، به طرف كردها جلب كرده است. اتفاق افتاده است كه يك نفر كه در تحت تعقيب اداره ماليات بوده است به مجرد اينكه كارت عضويت حزب كرد را تحصيل نموده است، از تعقيب ماليه كه به شدت مطالبه ماليات از وي مي كرد، خلاصي يافته است. كردها به امور قضائي هم مداخله مي نمايند. مخصوصا در امور راجع به روابط مالك و رعيت به نفع مالكين در قضايا فصل خصومت مي نمايند كه فقط اين موضوع تنها براي خيلي از اشكالات فتح باب مي كند. تعجب در اين است كه اين عمليات را كردها در خوي مي كنند كه عده معتنابهي در آن شهر ندارند و محل سكونت كردها تا خوي چهار پنج فرسخ فاصله دارد. و عجب تر از آن سكوت و تحمل طرف مقابل است كه با خشونت و سختگيريهائي كه در ساير قسمتهاي آزربايجان اعمال مي نمايد، منافي به نظر مي رسد. آيا از كردها مي ترسند يا نمي خواهند كه با داشتن اختلافات زياد با طهران سر به سر كردها بگذارند يا اينكه روسها كه هر دو دسته را روي كار آورده اند، براي نقشه غير معلومي كه در نظر دارند، جلو دمكراتهاي عجم را مي گيرند و نمي گذارند كه عجمها بر كردها مسلط باشند.
در هر صورت و جهت، خواه اينها باشد يا غير اينها، اين اوضاع كه به هيچ وجه نسبت به آينده اطمينان بخش نيست، ممكن است كه قتل و غارت شديدي در آن قسمت در آزربايجان حاصل بشود و نتايج ناگوار و غيرمترقب بر آن بار بشود. مخصوصا اينكه مامورين حكومت ملي در اطراف تبريز و شهرهاي كوچك غالبا از اشخاص نالايق و كم تجربه انتخاب شده اند و نفوذ حزبي در انتخاب آنها دخيل بوده است و به جهت دور بودن از جلو چشم، مراقبت كامل هم از اعمال ايشان به عمل نمي آيد. [صص ٢٩٥-٢٩٦]
...................
كردها از آزربايجانيها بدگمان هستند. هميشه مي ترسند كه آزربايجان با حكومت طهران بر عليه كردها متحد بشود.
يكشنبه ٢٣ تير
.................
قاضي محمد كه مراجعتش از طهران و بي نتيجه ماندن مذاكرات وي با حكومت مركزي منتشر شد، حال در تبريز شايع شده است كه قاضي با پيشه وري ملاقات نموده است. روابط آينده كردها و دمكراتهاي آزربايجان كه هر دوشان بر عليه دولت مركزي ايران مظهر حمايت روسها هستند، موجب انديشه است. اگر گاهي به ذهن مي آيد كه هر چه محرك حكم بكند، متحركها هم همان را خواهند كرد، اما حرف در اين است كه قوه محركه چه قسم امر خواهد نمود. كردها خودشان از آزربايجانيها بدگمان هستند. هميشه مي ترسند كه آزربايجان با حكومت طهران بر عليه كردها متحد بشود.
چند ماه قبل از عقد موافقت نامه قاضي محمد اتباع خود را ترسانيده و گفته بود كه آزربايجانيها و ساير ايرانيها اختلافات خودشان را در آخر كنار گذاشته و كردها را تنها خواهند گذاشت. نظر قاضي در اين پيش بيني به اتحاد مذهب ما بين آزربايجانيها و فارسها است كه اين اتحاد را با كردهاي سني مذهب ندارند.
باز شايعاتي در شهر داير شده است كه كردها خوي را تصرف نموده اند. خبر بسيار مبهم و راوي معيني ندارد. شايد منشا انتشار شايعات اخيره حادثه قتلي باشد كه چند روز قبل در ماكو اتفاق افتاده است. مقتول از اكراد است و كردها عجمها را متهم به قتل مي نمايند. ابوالقاسم مجتهدي شخصا براي تحقيقات به ماكو رفته است.
آقاي رفيعي نظام الدوله به فرمانداري اورميه منصوب گرديده است. ليدرهاي دموكرات از سو اداره هلال ناصري فرماندار سابق شاكي مي باشند و اميدوارند كه آقاي رفيعي در سايه حسن تدبير و تجربه خود بتواند غلط كاريهاي هلال ناصري را اصلاح نمايد. شايد يكي از علل عدم پيشرفت حكومت هلال ناصري در اورميه نفوذ كردها و مداخله آنها در كار حكومت بوده است. [صص ٣٢٤-٣٢٥]
....................
كردها مالكيت را به تمام معناي كلمه محترم مي شناختند و در استفاده از اراضي مزروعي رضايت مالك را شرط مي دانستند
شنبه ٢٩ تير
....................
امروز يكي از آقازادگان خوي وارد تبريز شده و از اوضاع خوي كه در ابتلاها در بعضي ها با ساير نقاط آزربايجان شريك و در بعضي ديگر منفرد مي باشد شمه اي بيان كرد. در آنجا هم مساله بهره در راس مسائل مهمه قرار گرفته است و خبر اقدامات مالكين در تبريز و احتمال تعديل قانون به مالكين خوي هم رسيده و توليد اميدواري در آنجا كرده است.
باز هم هما آقازاده (آقا سيد حسن مرجعي) اطلاع داد كه نفوذ حزب كرد در خوي خيلي ضعيف شده و بعضي تشكيلات كه آنها در خوي داشتند و به واسطه آنها در امور حكومتي مداخله مي نمودند، تقريبا منحل شده است. پولي كه به عنوان شير و خورشيد سرخ از واردين به خوي ماخوذ مي داشتند، حالا ديگر گرفتن آن موقوف گرديده است.
اين عقب نشيني كردها به هر علت باشد، بر خلاف صرفه آني طبقه مالكين است؛ چون كه كردها مالكيت را به تمام معناي كلمه محترم مي شناختند و در استفاده از اراضي مزروعي رضايت مالك را شرط دانسته و لزوم تاديه بهره به طرز قديم را لازم مي شمردند. حالا كه كردها از مداخله ممنوع شده اند، زارعها در اداي حقوق مالكانه تمكين نمي كنند. [ص ٣٣٧]
قاراباغدا يول وئريلن سهولري باتي (غربي) آذربايجاندا تكرار ائتمك اولماز - صمد نيكنام